مرتضى راوندى
62
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
اسلامى بود . در اين دوره ، تجار بعنوان يك طبقهء جوان ، در سايه مىزيستند . اما در قرن دوم ، جريان كلى سياست ، تغيير كرد ؛ زيرا هدف اصلى دولت اسلامى ، ديگر توسعهء بيشتر نبود بلكه مىخواست نظارت و تسلط خود را بر بسيارى نواحى و همچنين به عناصر ناراضى و مخالفين حكومت ( اپوزيسيون ) داخلى حفظ كند . در اينجا ، هردو طرف ، يعنى هم مقامات حاكمه و هم جبههء مخالف ( عباسيان ) ، ناچار بودند مخارج خود را تأمين كنند و براى خويش تبليغات نمايند . براى هردو جبهه ، كار بازرگانان كه هم داراى وسايل مادى بودند و هم در كار تبليغ مهارت داشتند ، ضرورى بشمار مىآمد . اين طبقهء تجار و بورژوازى ، در جنبشى كه منجر به سرنگون شدن بنى اميه گرديد ، شركت مؤثر داشتند . رهبر تبليغات عباسيان ، كه لقب وزير يافت ( اولين فرد در تاريخ ايران كه وزير شد ) ، كسى جز ابو مسلم كه به تجارت سركه اشتغال داشت نبود . در قرن اول حكومت عباسيان ، اشراف قديم ايران ، بيش از همه ، در امور دولتى دست داشتند . ولى در اوايل قرن سوم اسلامى ، طبقهء تجار موفق شدند كه مواضع حساس دولتى را به كف آورند . در دربار مأمون ، فضل بن سهل ، بزرگترين وزير خليفه ، يك تاجر غله بود . اين وزير ايرانى مصاحب و همسفر خليفه بود . در عهد جانشين او ، المستعصم ، نمايندگان طبقهء بازرگانان بالاترين مقامهاى اجرائى را در دولت داشتند . اولين وزيرى كه از طرف وى تعيين شد ، يك تاجر فوق العاده ثروتمند بود بنام ابن - عمار طحان ( يعنى آسيابان ) . پس از او ، برجستهترين شخصيت سياسى مردى بود بنام زيات ( از زيت ، يعنى تاجر روغن ) كه پدرش كارپرداز و مأمور خريد دربار عباسيان بود . وقتى كه زيات هنوز به شغل پدر اشتغال داشت ، روزى ، با لباس مشكى و شمشير ، به دربار خليفه آمد ولى دبير اول خليفه او را متوقف كرد و گفت : « تو فقط تاجر هستى ، چرا با لباس دربارى ظاهر مىشوى ؟ » ولى چيزى نگذشت كه زيات وزير و كتيب شد ؛ و او بود كه شهر زيبا و تاريخى سامره را بنيان نهاد . در قرون بعد نيز ، بسيارى از اعضاى طبقهء بازرگان و كاسب كار ، مقامات برجسته را در دولتهاى خاور نزديك اشغال كردند . در قرن دهم ، حكمرانان عراق به بانكداران و تجار وابستگى داشتند . در حكومت فاطمى مصر ، تجار و سرمايهداران نقش فوق العاده مؤثرى ايفا مىكردند . در قرن دهم ، يكى از نويسندگان ، آشكارا ، مىگويد كه برات تجار بمراتب معتبرتر از براتهايى است كه به نام عمال ديوانى و مأمورين مالياتى صادر مىشود ، و نتيجه مىگيرد كه در آن روزگار ، تجار از وزرا محترمتر بودند . « 1 » و از آن موقع ، ماليات ، سرشمارى و خراج ( ماليات زمين ) مقرر گرديد ؛ و مسلمانان ، مانند ايرانيان و روميان ، دفاتر مخصوص جمع و خرج پيدا كردند . ابتدا ، اعراب ، به دستيارى ايرانيان ، مالياتها را جمعآورى مىكردند ولى از سال 81 هجرى ، به فرمان عبد الملك ، دفاتر را بتدريج به عربى برگردانيدند و زمام امور مالى ، اندك اندك ، به دست اعراب افتاد .
--> ( 1 ) . نقل و تلخيص از مقالهء مشروح آقاى S . D . Goitein استاد دانشگاه كه در مجلهء معروف تاريخ جهان ( چاپ لندن ، 1957 ) منتشر گرديده است . چون اين مقاله بسيار محققانه و پرارزش بود ، دوست فاضل و ارجمندم ، آقاى دكتر محمد حسين تمدن ، استاد فعلى دانشكدهء اقتصاد براى استفادهء هموطنان ، تمام مقاله را ترجمه فرمودند و در اختيار اينجانب قرار دادند .